
نقش پذیری در روانشناسی چیست؟
نقش پذیری شکل خاصی از یادگیری است که در دوره مشخصی از زندگی یک انسان یا یک جانور رخ میدهد و ارتباط تنگاتنگی با رفتارهای ناخودآگاه و غریزی او دارد. تحقیقات نشان میدهد فارغ از آنکه مردم در اوایل زندگی رابطه نزدیک و عاشقانه با والدین و یا مراقب های اصلی خود تجربه کرده باشند یا نه، این مسئله تآثیر عمیقی بر روابط آتی آنها در زندگی خواهد گذاشت. حتی اگر خاطره ای از دوران کودکی خود به یاد نیاورید، بعدها بر نحوه احساس و رفتار شما در زندگی عاشقانه تان تاثیر میگذارد.
تجربیات کودکی
تجربیات کودکی شما بر انتخاب شریک زندگیتان نیز تاثیر می گذارد. حتی نوزادان هم بین صورت های که شبیه مراقبین آنها هستند، تمایز قائل میشوند. گاهی اوقات انتخاب یک جفت شما را از این که دارای ویژگی های مراقب اولیه خود باشید، رها میکند. خوب یا بد مغز انسان تلاش میکند تا نقش های اولیه را باز تولید کند.
طبق تحقیقاتی که کنراد لورنز در سال های ۱۹۰۰ بر روی نقش پذیری انجام داد، اولین طبیعت گرایی که کشف کرد، زمانی بود که جوجه اردک ها و جوجه غازها از تخم ها بیرون آمدند و به اولین چیز محرکی که میدیدند دلبسته میشدند. معمولا این اولین شی مادر است. در این شرایط ولکن لورئز قادر بود کاری کند که پرندگان به او و حتی به اشیاء بی جانی مانند چکمه و ترن برقی دلبسته شوند. این پرندگان بعد از تولد به لورنز وابسته شده بودند و در این زمان راه برگشتی برایشان متصور نبود.
نکته اعجاب بر انگیزتر برای لورنز آن بود که وقتی اردک ها و غازها بزرگتر شدند، به انسان ها اظهار عشق کردند و بیش از آنکه با اردک ها و غاز های دیگر جفت گیری کنند، تلاش داشتند، با انسان پیوند برقرار کنند.
طبیعی است که هیچ مردی نمیخواهد باور کند در یک مغازه ، به زنی دلفریب جذب شده است که او را به یاد مادرش می اندازد. این حس عشق را از بین میبرد اما نیروهایی که مردان و زنان را به سوی همدیگر میکشد، ترکیب پیچیده و شگفت انگیزی از طبیعت و تربیت است و هیچ ایرادی ندارد اگر شما زمانی که به طور مقاومت ناپذیری به سوی یک زن کشیده میشوید، چشم ها و ذهنتان را کاملا باز کنید. این راهی است که میتوانید ویژگی های حقیقی را کشف کنید.

